چهارشنبه 1392/5/23

طراحي عنوان اوراق:
اوراق كه در برگيرنده عنان و مهم ترين تيترهاي (اسم شركت، مدير مسئول)  اوراق است،كه از مهم ترين مواد محسوب مي شود. معمولا براي طراحي و صفحه  آرايي اين صفحه بيشترين تلاش صورت مي گيرد. داشتن عناوين درشت و مهم و  اطلاعات با اهميت و تصاوير خاص از ويژگي هاي سربرگ است.
معمولا نصفه بالاي اوراق نسبت به نصفه پايين آن از اهميت بيشتري  برخوردار است.در نصفه دوم نيز مطالب كم اهميت تر چاپ مي شود. اهميت اين فضا  معمولا به قدري زياد است كه گاهي از رنگ دوم هم در چاپ آن استفاده مي شود.  گاهي نيز ديده شده از رنگ دوم و گاهي از چهار رنگ هم استفاده مي شود.
معمولا اوراق ها داراي مطالب متعددي هستند. گاهي اوقات براي جلب توجه  بيشتر آرم و لوگو، آن را در داخل يك كادر قرار مي دهند و گاهي زمينه كادر  را سياه و حروف را به صورت سفيد (نگاتيو) در آن مي نشانند.
استفاده از بعضي نشانه ها، علائم و عناصر تزئيني در كنار آرم مي تواند به خوانايي و گيرايي آن كمك كند. . آشنايي با انواع قرارگيري مطالب در اوراق:
اصولا اوراق به دليل محدوديت فضاي حروف چيني و صفحه آرايي نمي توانند  همچون مجلات و يا كتابها در عرصه آرايش صفحه فعال باشند. لذا تنوع به  كارگيري مطالب به چند نوع تقريبا شناخته شده محدود مي شود.
رايج ترين شيوه چينش به شرح زير است:
ممكن است گاهي يك مطلب از دو يا سه سطر بيشتر باشد كه در اين صورت نيز مي تواند به يكي از سه روش بالا چيده شود:
آرايش هاي ديگري كه البته به ندرت به كار گرفته مي شوند عبارتند از:
الف- آرايش پله اي (البته اين مورد در صورتي امكان پذير است كه مطلب بيش از يك سطر داشته باشد.)
ب- آرايش عمودي مطلب هم بعضا به كار گرفته مي شود كه اين مورد بسيار كم  اتفاق مي افتد. در هر حال ذوق و سليقه صفحه آرا و ظرفيت ها است كه امكانات تنوع مطالب را فراهم مي كند. . آشنايي با انواع حروف:
تا مدتي پيش چيدمان حروف ها با روش هاي نسبتا قديمي انجام مي شد كه كاري  سخت و طاقت فرسا بود. بعدها در بعضي از چاپخانه ها حروف چيني با سيستم هاي لاينوتايپ و لاينوترون و آي بي ام رواج پيدا كرد كه سرعت بيشتري داشت. نوع   قلمها (نوع خط) و اندازه آنها (پنط) نيز بسيار متنوع بود. امكان غلط گيري   نيز در اين سيستم ها نسبت به روش دستي و حروفي سربي آسانتر شده بود. امروزه  سيستم هاي پيشرفته حروف چيني با رايانه امكانات وسيعي در اختيار قرار داده  كه مي توانند در كمترين فرصت حروف چيني و غلط گيري كنند. تعيين اندازه عرض  مطالب، نوع قلم ها و اندازه آنها در اين دستگاه ها بسيار آسان و سريع است.
براي صفحه آرايي اوراق مي توان از حروف چيني هاي انجام شده با مشخصات دلخواه پرينت تهيه كرده و به صفحه بندي پرداخت.
انواع حروف را مي توان در دسته هاي عمده زير معرفي كرد:
الف- حروف معمولي متن كه اغلب در نوع نازك هستند و قلم هاي متنوعي دارند.
ب- حروف معمولي ميان مطالب در نوع سياه (ضخيم) هستند و در قلم هاي متنوعي طراحي شده اند.
ج- حروف تزئيني يا دكوراتيو كه مستقل از حروف طراحي مي شوند و اساس و پايه خاص خود را دارندو
د- حروف متنوع ديگري نيز هست كه بر اساس آنها بر يكي از روش هاي فوق استوار است و لكن ويژگي هاي ديگري بر آن افزوده شده است. اين نوع حروف عبارتند از:
حروف سايه دار، حروف سياه (ضخيم)، حروف توخالي، حروف گلدار و حروف كج (ايتاليك يا ايرانيك)
اغلب حروف هاي طراحي شده در شكل هاي سربي (دستي تك حرفي)، سربي (در دو  نوع مونو تايپ يعني يك حرفي و لاينو تايپ يعني سطر چين) ، حروف رايانه اي و   نيز حروف به صورت لتراست (ورقه هايي پلاستيكي كه حروف به صورت معكوس بر  روي آن ها چاپ شده و قابل انعكاس بر روي سطوح ديگر هستند كه به آن  ها<<حروف برگردان>> مي گويند) ساخته شده است.
شابلن هايي نيز وجود دارد كه شكل حروف الفبا در آن ها سوراخ شده و با آن ها نيز مي شود كلمات و عبارات كوتاه را نوشت. . آشنايي با ابعاد گوناگون حروف:
انواع حروف طراحي شده موجود با قلم ها و اندازه هاي مختلف براي حروف  چيني در دسترس هست. هر نمونه حروف معمولا يك نام براي خود دارد كه طراح  اصلي بر آن نهاده است. هر نمونه حروفي براي خود اندازه هايي نيز دارد كه به  آن پنط مي گويند كه برابر است با ۳۶۷% ميلي متر. اين واحد فرانسوي است و  در كشورهاي اروپايي از آن استفاده مي شود. در ايران نيز همين واحد براي  اندازه حروف به كار مي رود.
وقتي مي گوييم اندازه حروفي ۵۰ پنط است يعني تمام ارتفاع آن برابر با ۵۰ پنط يعني ۸/۱۸ ميلي متر است. . به اين موارد توجه كنيد:
به واحد اندازه گيري حروف در طول سطر (سيسرو) مي گويند. هر ۱۲ پنط يك  سيسرو و تقريبا برابر با ۵/۴ ميلي متر است. فاصله سطرها نيز به تناسب  اندازه حروف تغيير مي كنند. به اين فاصله پايه مي گويند. معمولا اندازه  پايه از اندازه حروف بيشتر است تا حروف از ارتفاع با هم مماس نشوند. مثلا  حروفي با پنط ۱۶ بايستي پايه اي برابر با ۱۸ يا ۲۰ داشته باشد. هرچه اندازه   پايه بيشتر باشد فاصله سطرها بيشتر خواهد شد.پايه سطرها نيز بر اساس  محاسبه مي شود. . ارنيت طراحي يك صفحه با استفاده از حروف گوناگون:
آرايش يك صفحه با كلمات و عباراتي كه با حروف ريز و درشت انجام مي شود  ارنيت نام دارد. اين كار در واقع بازي با حروف است كه حاصل آن يك تركيب  بندي شلوغ و در عين حال تزييني باشكوه است كه مي تواند بازتاب شكلي و ظاهري   مفاهيم كلمات و عبارات تركيب شده باشد.
اينگونه صفحات معمولا بسيار شلوغ و پرتزيين است كه با تركيب هاي غير  معمول سعي در جلب مخاطب و تاثير گذاري بيش از معمول بر او دارد. در اوراق  هايي كه به خط لاتين حروف چيني مي شوند نمونه صفحات ارنيت گاهي ديده مي شود   كه در اين حالت صفحه بيشتر به طراحي و يا پوستر شباهت پيدا مي كند. . ۴- طراح و تصوير:
تحريك حس بصري، با استفاده از تصوير كار دشواري نيست. طرح، نقش آرم و  نوشتار، بر روي اوراق يكي از عوامل مهم طراحي هستند، تمام عوامل موثر در  طراحي، مانند خطوط نقوش، تصاوير اعم از عكس، يا تصوير سازي و سبك طراحي به طور مجزا و در كنار هم در ساختن تشخص مورد نظر موثرند بسياري از اوراق با موضوع مشابه در طرح هاي متفاوت از نظر فرم به كار رفته، ارائه مي شوند، در   اين صورت مصرف كنندگان از روي طرح و نقش آنها كه به نوعي نشان تبديل شده اند آن ها را مي شناسند.
يك اوراق با طرحي به سبك كلاسيك و سنتي با اوراق ديگر از همان موضوع اما  با طرحي مدرن و امروزي خود به خود به هويت هايي مجزا دلالت مي كنند، طرح  با هويت و معني دار كه هماهنگ با هويت تعريف شده آن شركت و … انتخاب صحيح  عناصر و سبك طراحي از عوامل مهم پيام رساني به مخاطبان است. مهارت هاي  ابتدايي طراحي گرافيك، استفاده از نقش مايه ها، سطوح، خطوط و علائم در رنگ ها و فرم هاي مختلف و تشخيص صحيح تعادل، تناسب و بيان عناصر در كنار هم در   شكل گيري طرح روي اوراق كاربرد دارند. با بسياري از روش هاي ابتكاري و به   كارگيري نقوش و عناصر قديمي يا جديد، حتي با خطوط و سطوح ساده، طرح ها قابل  توجهي مي توان خلق كرد.
چاپ با كيفيت مطلوب بر روي كاغذ مناسب از عوامل موثر در ارائه يك طراحي خوب و اثر گذار جهت جلب و جذب مخاطب به شمار مي آيد. . ۵- مفهوم رنگ در آثار هنري:
رنگ يك كيفيت بصري است كه به موجب آن اشيا با نمونه هاي مختلف در چشم  انسان رويت مي شوند. در واقع رنگ نام عامي است كه بر اثر فعاليت شبكه چشم و   نظام عصبي موجود در آن به مجود مي آيد. بدين ترتيب رنگ واژه اي است كه به :  سفيد، سياه، قرمز، سبز، آبي و بي نهايت رنگ ديگر كه در طيف مرئي وجود دارد  و چشم انسان قادر به تفكيك و تمايز آن ها است اطلاق مي شود. اين محدوديت  از رنگ بنفش كه داراي كوتاهترين طول موج است به رنگ قرمز كه بلندترين طول  موج را دارد، ختم مي شود (البته در مورد برخي از جانوران و حيوانات اين  محدوديت وجود ندارد.)
در قرن هفدهم ميلادي ايساك نيوتن موفق شد به تجربه نور سفيد رنگ هاي طيف  را به دست آورد. او كشف كرد كه نور سفيد شامل انواع اشعه است كه هرگاه با  شبكيه چشم انسان به طور جداگانه اصابت كند احساس يك رنگ مجزا را به وجود  خواهد آورد و اختلاط اين اشعه ها (امواج نور) بر روي شبكيه چشم، رنگ سفيد  را محسوس مي سازد. بنابراين آنچه را كه از طريق چشم از رنگ اشيا دريافت مي كنيد در واقع نوري است كه از سطح آن ها منعكس مي شود و اساسا ديدن، نه تنها  در شرايطي صورت مي پذيرد كه نور وجود داشته باشد بر اين اساس رنگ ها هر چه  قدر كه تيره باشند نور كمتري را از خود منعكس كرده و بالعكس. وقتي نور  سفيد به يك جسم رنگين مي تابد شي ء مورد نظر قسمتي از آن را جذب و بقيه را  منعكس مي كند. هر جسمي بر حسب رنگ خود نور همرنگ خويش را منعكس مي سازد. به  طور مثال اگر در روي كاغذ قرمز نور سفيد بتابانيد، كاغذ همه تشعشعات را  جذب مي كند به استثناي نور قرمز در صورتي كه به آن نور سبز را هم اضافه  كنيد كه كاغذ سياه به نظر مي رسد زيرا همه نورها جذب شده و نور سبز نيز  فاقد قرمزي است كه بازتاب گردد. بدين ترتيب هنگامي كه رنگ هاي مكمل با  تركيباتي كه داراي سه رنگ اصلي (زرد، قرمز، آبي) هستند به نسبت هايي با  يكديگر مخلوط شوند نتيجه تفريق آنها سياه خواهد بود و در مورد نور (رنگ هاي  طيف نوري) كه جسميت ندارند رنگ سفيد حاصل تركيب رنگ ها با هم خواهد شد.
يكي از قسمت هايي كه نقش مهمي را در زمينه ادراك رنگ ها ايفا مي كند  ساختمان شبكيه چشم انسان مي باشد. مهمترين يافته هايي شبكيه گيرنده هاي  نوري موسوم به ميله هاي استوانه اي و مخروط هاي پيازي شكل هستند و مخروط ها   كه فقط در روز فعال مي باشند، اين امكان را فراهم مي كنند تا هم رنگ هاي بي فام (سفيد، سياه، خاكستري) و هم رنگ هاي فام دار (قرمز، زرد، سبز، آبي)   را مشاهده نمايند. ميله هاي استوانه اي بيشتر در شرايط كم نور فعال هستند و  فقط ديدن رنگ هاي بي فام را ميسر مي سازند. بنابراين گيرنده هاي مخروطي   سبب ايجاد بينايي مي گردند. پس از آشنايي با مفهوم رنگ و درك چگونگي تشكيل  رنگ (فيزيك نور و رنگ) به كيفيت بارز و ملموس رنگ ها پرداخته مي شود كه  بكارگيري صحيح آن ها در آثار هنري علاوه بر رعايت اصول، زيبايي و طراوت  خاصي را به آثار مي بخشند. همانطور كه رنگ همانند فرم (شكل) اشيا باعث  تمايز اشكال و اجسام از يكديگر مي باشد. مي تواند موجوب شناسايي اشياي  مختلف از حيث بو، وزن، مزه، جنسيت و … هم باشد.
علاوه بر آنها براي هنرمندان داشتن هوشياري و حساسيت لازم در مورد رنگ  ها ضروري است. البته بايد به خاطر داشت كه كيفيت رويت رنگها همواره در  رابطه با طبيعت اشياء چگونگي تابش نور (زاويه و مقدار تابش نور) و وضعيت  چشم ناظر (ميزان حساسيت و شناخت او از رنگ) دارد. امروزه براي همه افراد  غير ممكن است كه جهان را بدون رنگ تصوير نمايند، چرا كه پديده اي است كه در  همه جا حضور دارد و تمام ارتباطات انساني به كمك رنگ ها انجام مي گيرد. به علاوه تمام دريافت هاي عيني به وسيله رنگها بهتر و دقيق تر حاصل مي شود.  علي رغم وسعت كاربرد رنگ و حضور تاثير آن در زندگي انسان معمولا اكثر افراد   نسبت به آن توجه كافي ندارند.علت اين امر مي تواند وجود رنگ در همه حالات و  همه لحظات زندگي باشد كه براي برخي انسان هاي بي تفاوت، وجود اين پديده   امري عادي و تكراري است. البته وجود رنگ در طبيعت به اندازه اي ضرورت ندارد  كه نتوان بدون آن از زندگي محروم باشيم چنانكه افراد كور رنگ به خوبي مي  توانند به زندگي خود ادامه دهند و نيازهاي خود را برآورده سازند. البته  كيفيت دنياي رنگي هرگز قابل مقايسه با بي رنگي نمي باشد. به منظور دستيابي  به موقعيت بيشتر در احساس رنگ ها و آشنايي با دنياي پر رمز و راز آن بايد  هنگام مشاهده رنگ ها به تجزيه و تحليل آن پرداخته و با بكارگيري ذكاوت و  هوش خود، قواعد و قوانين ناشناخته موجود در رنگها را كشف نمود. البته شناخت  زواياي مختلف رنگ امري نيست كه بتوان به وسيله برخي از اصول و قوانين آن  را به طور كامل فرا گرفت.
زيرا اصول و ضوابطي كه به عنوان راهنما در استفاده از رنگ ها به كار  گرفته مي شود كافي و كامل نيستند. البته با افزايش شناخت و ازدياد تجربايت حسي و انجام تمرينات مربوطه مي توان به معيارهايي براي شناخت بهتر و سپس  ارزيابي آثار هنري دست يافت.
در پي اين هدف بايد به رنگ هاي اوليه، ثانويه، ثالث، رنگ هاي مكمل،  قوانين و اصول تركيب رنگ ها، تضاد رنگ و رنگمايه و تركيبات و وضعيت رنگها  در دايره رنگ توجه نمود و همچنين براي ارزيابي رنگها، آنها را از نظر توزيع   و وسعت سطوح رنگ، شفافيت، خلوص و ميزان درخشش آن و كيفيت هر رنگ را از  كليه جهات مورد توجه و بررسي قرار داد. به علاوه رنگ ها نقش مهمي در زندگي عاطفي و معنوي انسان ها بازي مي كنند، رنگ ها مسرت خاطر ما را افزون مي  سازند و بر سلامتي انسان اثر مي گذارند.

 

                وبسايت رسمي كانون آگهي و تبليغات واژه گستر  


X