يکشنبه 1392/5/27

اوراق اداري به مجموعه سربرگ ، كارت ويزيت و پاكت نامه گفته مي شود . در كنار آنها ، مواردي همچون كاغـذ يادداشت ، فلش كارت ، كارت هاي اعتباري و پرسنلي ، ليبل وسايـل و... نيز وجود دارند. در اين مقاله سعي شده با موارد اصلي و پركاربرد و نكات كليدي آنها آشنا شويد...  
    كارت ويزيت : كارتي در ابعاد استاندارد 5×9 سانتيمتر است كه بر روي مقوا با گراماژ گوناگون ارائه مي شود.(در مورد قطع كارت ويزيت اين نكته ضروري است كه بعد از مراحل چاپ به دليل برش لبه هاي آن كمي از ابعاد گفته شده كوچكتر ميشود) كارت ويزيت در حقيقت ساده ترين تبليغات براي يك موضوع است .
(به ويژه براي اشخاص حقيقي) عناصر بصري كه به طور معمول در كارت ويزيت قابليت حضور دارند عبارتند از : نشانه و عنوان، مختصري از محدوده فعاليت(در حد چند كلمه) و نشاني و تلفن. البته امروزه از اطلاعاتي نظير آدرس ايميل و وب سايت و موبايل هم ميتوان استفاده كرد. افقي يا عمودي بودن كارت ويزيت بستگي به چونگي تصاوير و نوشتار آن دارد . در صورت امكان بهتر است در طراحي گرافيك كارت محدوده اي خالي از عناصر نوشتاري و تصويري پيش بيني شود تا در دست گرفتن كارت از آن قسمت انجام گيرد.
  اندازه فونتهاي عادي در كارت ويزيت غالباً از ۱۲ پوينت بيشتر نخواهد بود . همچنين تنوع استفاده از فونت هاي گوناگون امكان پذير است ، اگرچه بايد توجه داشت اين تنوع استفاده ، نبايد بيش از ۲ تا ۳فونت باشد ، ضمن آنكه تمامي آنها نيز بايد با يكديگر مشابهت بصري داشته باشند. استفاده از عكس هاي با جزئيات ، به دليل عدم امكان بزرگ نمايي آنها ، كمتر توصيه مي شود . كارت ويزيت نيز متناسب با نوع فعاليت موضوع و نظر سفارش دهنده قابليت حركات فانتزي را خواهد داشت. اگرچه ابعاد كارت ويزيت بيشتر به صورت استاندارد استفاده مي شود ولي در صورتي كه كارت به صورت عمودي طراحي شود ، كاستن از پهناي كارت سبب كشيده تر شدن و زيباتر شدن قطع خواهد شد . تـوجه به تـراز كردن انتها و ابتدا خطـوط و نوشتار با يكـديگر و با تصـاوير و فـرم ها مي تواند گرافيك كارت را قوام بخشد و بر زيبايي چيدمان بيفزايد . سربرگ : برگه اي است كه به طور معمول در قطع  ۷/۲۹ * ۲۱ سانتيمتر (قطع A4 ) ارائه مي شود و براي انجام نامه نگاري ادارات و مؤسسات يا اشخاص حقيقي مورد استفاده قرار مي گيرد . مواردي كه امكان حضور در سربرگ را دارند ، عبارتند از : نشانه و عنوان ، نشاني ، عناويني مانند «تاريخ ، شماره ، پيوست» كه با توجه به فايل هاي آماده براي نامه نگاري هاي اداري ، برروي سربرگ چاپ نمي شوند وتنها فضاي لازم براي چاپ آنها توسط چاپگرهاي روميزي در سربرگ پيش بيني مي شود . همچنين عناصر بصري تزئيني ديگر. به طور معمول محل قرارگيري آرم و عنوان در بالاي سربـرگ پيش بيني مي شود ، اين مورد به ويژه در سربرگ هاي ادارات دولتي به عنوان يك اصل رعـايت مي شود . اگرچه در ساير موارد طراح مي تواند با توجه به روحيه و محدوده ي فعاليت سفارش دهنده ، مكان مناسب براي قرار گرفتن آرم و عنوان را تعيين كند .   بديهي است كه محل قرارگيري آرم نبايد لطمه اي به كاربري اصلي سربرگ (ضرورت نگارش متن بر روي آن ) وارد كند . قرار گرفتن نشانه و عنوان در سمت چپ يا راست (بالا) سربرگ بستگي به شكل و جهت نشانه دارد ، ولي به طور معمول در سربرگ هاي دولتي نشانه در سمت راست بالا قرار مي گيرد تا امكان درج تاريخ و شماره نامه در سمت چپ بالا ميسر باشد ، زيرا درج مـواد ياد شده در سمت چپ اين امكان را فـراهم مي كند تا پس از آرشيو و بايگاني نامه هاي وارده ، دستيابي به نامه هاي مورد نظر براساس شماره و تاريخ نامه (درهنگام ورق زدن پرونده بايگاني شده سريع تر انجام پذيرد). ابعاد نشانه ، اگر چه متأثر از شكل گرافيك آن قابليت كوچك و بزرگ شدن خواهد داشت ولي غالباً محدوده اي بين ۲ تا ۵ سانتيمتر را به خود اختصاص مي دهد . اندازه فونت عنوان نيز بسته به كوتاه يا مختصر بودن آن بين ۱۲ تا ۱۶پوينت در نظر گرفته ميشود و معمولاً با قلم ضخيم ارائه مي شود. لازم به توضيح است در صورتي كه عنوان طولاني باشد ، امكان شكستن آن به دو يا سه خط مقدور است و اغلب بخش اصلي عنوان را با قلم بزرگتر از بخشهاي ديگر قيد ميكنند . عنوان بلافاصله در كنار آرم قرار مي گيرد و برحسب شكل آرم و ضرورت هاي ديگر ، در پايين ، چپ و راست نشانه جاي خواهد گرفت. اگرچه محل قرارگيري عنوان بسته به شكل كلي سربرگ قابل تعريف است اما قرارگيري عنوان در بالاي نشانه! غير معمول است . نوع قلمي كه براي عنوان استفاده مي شود بايد با گرافيك آرم و محدوده فعاليت صاحب آن متناسب باشد . نشاني اغلب در سربرگ قيد مي شود . اندازه ي قلم نشاني نيز متأثر از كوتاه يا بلند بودن آن محدوده اي بين قلم ۹ تا ۱۲ پوينت نازك خواهد داشت ، اگرچه نوع فونت قلم انتخابي در اندازه ي قلم بسيار تعيين كننده است . همچنين نحوه چيدمان نوشتار نشاني نيز تحت تاثير ديگر عوامل بصري ، مي تواند چپ چين ، راست چين ، وسط چين و يا حتي چيدماني نامنظم و ساختار شكن داشته باشند . عناصري كه در سربرگ قيد مي شوند از حاشيه هاي سربرگ فاصله خواهند داشت (اين حاشيه ها به دليل محدوديتهاي چاپگر هاي اداري  از يك سانتيمتر كمتر نباشد) . در طراحي گرافيكي سربرگ بايد توجه داشت زمينه ي سربرگ حتي الامكان فاقد رنگ باشد ، زيرا در صورت عدم رعايت اين امر ، در هنگام كپي گرفتن يا ارسال سربرگ بوسيله فكس ، زمينه ي نسخه ي تكثير شده ، تيره و فاقد كيفيت و كاربرد خواهد بود . همچنين گرافيك اجرا شده براي سربرگ بايد به گونه اي باشد تا مشكلي براي نگارش متن و خواندن آن ايجاد نكند . نهايتاً بسته به موضوع و محدوده فعاليت و همچنين نظر سفارش دهنده ، محدوديت هاي ذكر شده امكان كمرنگ شدن دارند و طراحي سربرگ هايي با قطع هاي متفاوت و گرافيك متنوع امكان پذير خواهد بود . قطع A5 پس از قطع A4 در اولويت طراحي قرار دارد (قطع A5 نصف قطع A4 است) معمولاً اين قطع براي مكاتبات داخلي و يا متن هاي كوتاه مورد استفاده قرار مي گيرد . بايد توجه داشت اگرچه ابعاد سربرگ هاي A5 نصف سربرگ هاي A4 است اما نبايد عناصر بصري را نيز به همين نسبت كوچك كرد ، بلكه بايد دقيقاً و مجدداً انتخاب قلم نوشتار و ابعاد عناصري بصري انجام پذيرد . نحوه گرافيك سربرگ در قطع هاي گوناگون ، معمولاً يكسان است و تفاوت زيادي با يكديگر ندارد . پاكت نامه : ابعاد پاكت نامه معمولاً متناسب با ابعاد سربرگ (A4) تعيين مي شود . بهتر است ابعاد پاكت مورد نظر در حالت بسته شده ، يك سوم ابعاد سربرگ به اضافه ي شش ميليمتر (پهنا و بلندا) باشد .   پاكت نامه نيز داراي نشانه و عنوان است و درج نشاني بر روي آن الزامي است . محل قرارگيري نشانه و عنوان و نشاني(در پاكت هاي فارسي) معمولاً در نيمه ي سمت چپ و بالاست ( البته نيمه ي سمت چپ و پايين هم رايج است) چيدمان عناصر موجود در پاكت نامه بيشتر در حالت افقي انجام مي گيرد . آنچه بايد مورد توجه باشد ، خالي نگهداشتن نيمه ي بالاي سمت راست پاكت جهت الصاق تمبر و انجام عمليات پستي است. استفاده از خطوط و فرم هاي تزئيني نيز بايستي با احتياط انجام شود چرا كه نبايد در نصب تمبر و مهرهاي پستي اثري داشته باشند . نكته ي پر اهميت در طراحي ست اوراق اداري ، ضرورت هماهنگي بصري در تمامي آنهاست . به عبارت ديگر يك هويت مشخص بايد در ميان سربرگ ، كارت ويزيت ، پاكت نامه و... موجود باشد . اين هويت بصري مشترك مي تواند از طريق ارائه ي عناصر بصري تزئيني مشترك و يا با نحوه رنگ پردازي و چيدمان مشابه و... ايجاد شود .   به طور معمول شروع طراحي اوراق اداري از كارت ويزيت يا سربرگ آغاز مي شود و سپس براساس الگوي اوليه ، موارد بعدي شكل خواهند گرفت ، ضمن آنكه در هر مرحله امكان بازنگري و تغيير بر روي موارد انجام شده پيشين امكان پذير است.


 

                وبسايت رسمي كانون آگهي و تبليغات واژه گستر

شنبه 1392/5/26

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻃﺮاﺣﻲﮔﺮاﻓﻴﻚ ﻫﻮﻳﺖ ﺳـﺎزﻣﺎﻧﻲ رااﻳﻨﮕﻮﻧـﻪ ﺗﻌﺮﻳـﻒ ﻣـﻲﻛﻨـﺪ: ﻓﺮآﻳﻨـﺪي ﻛـﻪﻃـﻲ آن از ﻋﻨﺎﺻـﺮ ﻃﺮاﺣـﻲ ﻳـﻚﺳﺎزﻣﺎن ﺒﻪ ﻣﻨﻈﻮراراﺋﻪ ﺣﺪاﻛﺜﺮ ﺟﻠﻮه ﺑﺼﺮي و ارﺗﺒﺎﻃﻲ ﺑﺮاي ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻧﻮع و ﺷﻴﻮه ﻛﺎر آن ﺳﺎزﻣﺎن اﺳﺘﻔﺎده ﻣـﻲﺷـﻮد. ﻫﻮﻳـﺖﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﻣﻲﺗﻮاﻧـﺪ ﻣﺤـﺼﻮﻻت ، ﺧـﺪﻣﺎت ، ﻣﺤـﻴﻂو اﺑﺰارﻫـﺎيداﺧﻠـﻲ و ﺧـﺎرﺟﻲ ارﺗﺒـﺎﻃﻲ را در ﺑﺮﮔﻴـﺮد. ﻣﻌﻤـﻮﻻًﻧﺤـﻮهﺑﻜﺎرﮔﻴﺮي ﻫﻮﻳﺖﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﺑﺎ دﺳﺘﻮراﻟﻌﻤﻠﻬﺎي ﻃﺮاﺣﻲ ﻛﻨﺘﺮل ﻣﻲ ﺷﻮد. ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣـﻪﻫﻮﻳـﺖ ﺳـﺎزﻣﺎﻧﻲ ﺑـﺰرگ در ﺳـﺎل 1907 ﺗﻮﺳﻂ ﭘﻴﺘﺮﺑﻴﺮﻧﺲ ﺑﺮاي ﺷﺮﻛﺖ ﻟﻮازم ﺑﺮﻗﻲ آﻟﻤﺎنAEGاﺟﺮاﺷﺪ. ﻧﻘﺶ و ﻋﻤﻠﻜﺮدﺳـﺎزﻣﺎن ﻳـﺎ ﺷـﺮﻛﺖ ( درﻗﺎﻟﺐ ﻳﻚارﺗﺒﺎط ﺑﺼﺮي داﺧﻠﻲ ﺑﻴﻦ ﺳﻬﺎﻣﺪاران و ﻛﺎرﻣﻨﺪان و ﻳﺎﺧﺎرﺟﻲ) ﺑﻴﻦ ﻓﺮوﺷﻨﺪﮔﺎنو ﺧﺮﻳﺪاران. ﻫﻮﻳﺖ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲﺷﺎﻣﻞ ﻟﻮﮔﻮ و ﻧﺎم ﺷﺮﻛﺖﺑﺎ ﻫﻢﻳﺎﻣﺠﺰاﻫﻤﺮاه ﺑﺎﻗﻮاﻧﻴن ﻮ راﻫﻨﻤﺎﻳﻲ ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ اﺳـﺘﻔﺎده از آﻧﻬـﺎﻣـﻲ ﺷـﻮد .ﻣﺜﻼً درﻛﺎرﻫﺎي ﭼﺎﭘﻲ در ﺳﺮ ﺑﺮگ (ﻛﺎتاﻟﻮگ) (ﮔﺰارﺷﺎت) ﺗﺒﻠﻴﻐﺎت ﻮﻫﻤﭽﻨﻴﻦ در ﻣﺤﺼﻮﻻت و ﺧﺪﻣﺎت. ﻫﻮﻳﺖ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲاﻏﻠﺐ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه ﻧﻮع رﻧﮓو ﻃﺮاﺣﻲ ﺣﺮوﻓﻲ اﺳـﺖ ﻛـﻪ در ﻟﻮﮔـﻮ و ﻧـﺎم ﺷـﺮﻛﺖ وﻫﻤﭽﻨـﻴﻦ ﺋـﺮ ارﺗﺒـﺎطﻣﻄﻠﻮب CORPORATE CULTURE ﺑﻴﻦ آن دوﺑﺎﻳﺪ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﻮد. اﻳﻦ رﻧﮓ وﻃﺮاﺣﻲ ﺣﺮوف ﺟﺰو داراﻳﻲ ﻫـﺎيﺷﺮﻛﺖ ﺑﻪ ﺣﺴﺎبﻣﻲ آﻳﺪ. ﻫﻮﻳﺖ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲاز ﻋﻨﺎﺻﺮ اﺻﻠﻲ ﻫﻮﻳﺖ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ اﺳﺖ.

 

 

                وبسايت رسمي كانون آگهي و تبليغات واژه گستر

01

چهارشنبه 1392/5/23

وب سايت رسمي واژه گستر

چهارشنبه 1392/5/23

طراحي عنوان اوراق:
اوراق كه در برگيرنده عنان و مهم ترين تيترهاي (اسم شركت، مدير مسئول)  اوراق است،كه از مهم ترين مواد محسوب مي شود. معمولا براي طراحي و صفحه  آرايي اين صفحه بيشترين تلاش صورت مي گيرد. داشتن عناوين درشت و مهم و  اطلاعات با اهميت و تصاوير خاص از ويژگي هاي سربرگ است.
معمولا نصفه بالاي اوراق نسبت به نصفه پايين آن از اهميت بيشتري  برخوردار است.در نصفه دوم نيز مطالب كم اهميت تر چاپ مي شود. اهميت اين فضا  معمولا به قدري زياد است كه گاهي از رنگ دوم هم در چاپ آن استفاده مي شود.  گاهي نيز ديده شده از رنگ دوم و گاهي از چهار رنگ هم استفاده مي شود.
معمولا اوراق ها داراي مطالب متعددي هستند. گاهي اوقات براي جلب توجه  بيشتر آرم و لوگو، آن را در داخل يك كادر قرار مي دهند و گاهي زمينه كادر  را سياه و حروف را به صورت سفيد (نگاتيو) در آن مي نشانند.
استفاده از بعضي نشانه ها، علائم و عناصر تزئيني در كنار آرم مي تواند به خوانايي و گيرايي آن كمك كند. . آشنايي با انواع قرارگيري مطالب در اوراق:
اصولا اوراق به دليل محدوديت فضاي حروف چيني و صفحه آرايي نمي توانند  همچون مجلات و يا كتابها در عرصه آرايش صفحه فعال باشند. لذا تنوع به  كارگيري مطالب به چند نوع تقريبا شناخته شده محدود مي شود.
رايج ترين شيوه چينش به شرح زير است:
ممكن است گاهي يك مطلب از دو يا سه سطر بيشتر باشد كه در اين صورت نيز مي تواند به يكي از سه روش بالا چيده شود:
آرايش هاي ديگري كه البته به ندرت به كار گرفته مي شوند عبارتند از:
الف- آرايش پله اي (البته اين مورد در صورتي امكان پذير است كه مطلب بيش از يك سطر داشته باشد.)
ب- آرايش عمودي مطلب هم بعضا به كار گرفته مي شود كه اين مورد بسيار كم  اتفاق مي افتد. در هر حال ذوق و سليقه صفحه آرا و ظرفيت ها است كه امكانات تنوع مطالب را فراهم مي كند. . آشنايي با انواع حروف:
تا مدتي پيش چيدمان حروف ها با روش هاي نسبتا قديمي انجام مي شد كه كاري  سخت و طاقت فرسا بود. بعدها در بعضي از چاپخانه ها حروف چيني با سيستم هاي لاينوتايپ و لاينوترون و آي بي ام رواج پيدا كرد كه سرعت بيشتري داشت. نوع   قلمها (نوع خط) و اندازه آنها (پنط) نيز بسيار متنوع بود. امكان غلط گيري   نيز در اين سيستم ها نسبت به روش دستي و حروفي سربي آسانتر شده بود. امروزه  سيستم هاي پيشرفته حروف چيني با رايانه امكانات وسيعي در اختيار قرار داده  كه مي توانند در كمترين فرصت حروف چيني و غلط گيري كنند. تعيين اندازه عرض  مطالب، نوع قلم ها و اندازه آنها در اين دستگاه ها بسيار آسان و سريع است.
براي صفحه آرايي اوراق مي توان از حروف چيني هاي انجام شده با مشخصات دلخواه پرينت تهيه كرده و به صفحه بندي پرداخت.
انواع حروف را مي توان در دسته هاي عمده زير معرفي كرد:
الف- حروف معمولي متن كه اغلب در نوع نازك هستند و قلم هاي متنوعي دارند.
ب- حروف معمولي ميان مطالب در نوع سياه (ضخيم) هستند و در قلم هاي متنوعي طراحي شده اند.
ج- حروف تزئيني يا دكوراتيو كه مستقل از حروف طراحي مي شوند و اساس و پايه خاص خود را دارندو
د- حروف متنوع ديگري نيز هست كه بر اساس آنها بر يكي از روش هاي فوق استوار است و لكن ويژگي هاي ديگري بر آن افزوده شده است. اين نوع حروف عبارتند از:
حروف سايه دار، حروف سياه (ضخيم)، حروف توخالي، حروف گلدار و حروف كج (ايتاليك يا ايرانيك)
اغلب حروف هاي طراحي شده در شكل هاي سربي (دستي تك حرفي)، سربي (در دو  نوع مونو تايپ يعني يك حرفي و لاينو تايپ يعني سطر چين) ، حروف رايانه اي و   نيز حروف به صورت لتراست (ورقه هايي پلاستيكي كه حروف به صورت معكوس بر  روي آن ها چاپ شده و قابل انعكاس بر روي سطوح ديگر هستند كه به آن  ها<<حروف برگردان>> مي گويند) ساخته شده است.
شابلن هايي نيز وجود دارد كه شكل حروف الفبا در آن ها سوراخ شده و با آن ها نيز مي شود كلمات و عبارات كوتاه را نوشت. . آشنايي با ابعاد گوناگون حروف:
انواع حروف طراحي شده موجود با قلم ها و اندازه هاي مختلف براي حروف  چيني در دسترس هست. هر نمونه حروف معمولا يك نام براي خود دارد كه طراح  اصلي بر آن نهاده است. هر نمونه حروفي براي خود اندازه هايي نيز دارد كه به  آن پنط مي گويند كه برابر است با ۳۶۷% ميلي متر. اين واحد فرانسوي است و  در كشورهاي اروپايي از آن استفاده مي شود. در ايران نيز همين واحد براي  اندازه حروف به كار مي رود.
وقتي مي گوييم اندازه حروفي ۵۰ پنط است يعني تمام ارتفاع آن برابر با ۵۰ پنط يعني ۸/۱۸ ميلي متر است. . به اين موارد توجه كنيد:
به واحد اندازه گيري حروف در طول سطر (سيسرو) مي گويند. هر ۱۲ پنط يك  سيسرو و تقريبا برابر با ۵/۴ ميلي متر است. فاصله سطرها نيز به تناسب  اندازه حروف تغيير مي كنند. به اين فاصله پايه مي گويند. معمولا اندازه  پايه از اندازه حروف بيشتر است تا حروف از ارتفاع با هم مماس نشوند. مثلا  حروفي با پنط ۱۶ بايستي پايه اي برابر با ۱۸ يا ۲۰ داشته باشد. هرچه اندازه   پايه بيشتر باشد فاصله سطرها بيشتر خواهد شد.پايه سطرها نيز بر اساس  محاسبه مي شود. . ارنيت طراحي يك صفحه با استفاده از حروف گوناگون:
آرايش يك صفحه با كلمات و عباراتي كه با حروف ريز و درشت انجام مي شود  ارنيت نام دارد. اين كار در واقع بازي با حروف است كه حاصل آن يك تركيب  بندي شلوغ و در عين حال تزييني باشكوه است كه مي تواند بازتاب شكلي و ظاهري   مفاهيم كلمات و عبارات تركيب شده باشد.
اينگونه صفحات معمولا بسيار شلوغ و پرتزيين است كه با تركيب هاي غير  معمول سعي در جلب مخاطب و تاثير گذاري بيش از معمول بر او دارد. در اوراق  هايي كه به خط لاتين حروف چيني مي شوند نمونه صفحات ارنيت گاهي ديده مي شود   كه در اين حالت صفحه بيشتر به طراحي و يا پوستر شباهت پيدا مي كند. . ۴- طراح و تصوير:
تحريك حس بصري، با استفاده از تصوير كار دشواري نيست. طرح، نقش آرم و  نوشتار، بر روي اوراق يكي از عوامل مهم طراحي هستند، تمام عوامل موثر در  طراحي، مانند خطوط نقوش، تصاوير اعم از عكس، يا تصوير سازي و سبك طراحي به طور مجزا و در كنار هم در ساختن تشخص مورد نظر موثرند بسياري از اوراق با موضوع مشابه در طرح هاي متفاوت از نظر فرم به كار رفته، ارائه مي شوند، در   اين صورت مصرف كنندگان از روي طرح و نقش آنها كه به نوعي نشان تبديل شده اند آن ها را مي شناسند.
يك اوراق با طرحي به سبك كلاسيك و سنتي با اوراق ديگر از همان موضوع اما  با طرحي مدرن و امروزي خود به خود به هويت هايي مجزا دلالت مي كنند، طرح  با هويت و معني دار كه هماهنگ با هويت تعريف شده آن شركت و … انتخاب صحيح  عناصر و سبك طراحي از عوامل مهم پيام رساني به مخاطبان است. مهارت هاي  ابتدايي طراحي گرافيك، استفاده از نقش مايه ها، سطوح، خطوط و علائم در رنگ ها و فرم هاي مختلف و تشخيص صحيح تعادل، تناسب و بيان عناصر در كنار هم در   شكل گيري طرح روي اوراق كاربرد دارند. با بسياري از روش هاي ابتكاري و به   كارگيري نقوش و عناصر قديمي يا جديد، حتي با خطوط و سطوح ساده، طرح ها قابل  توجهي مي توان خلق كرد.
چاپ با كيفيت مطلوب بر روي كاغذ مناسب از عوامل موثر در ارائه يك طراحي خوب و اثر گذار جهت جلب و جذب مخاطب به شمار مي آيد. . ۵- مفهوم رنگ در آثار هنري:
رنگ يك كيفيت بصري است كه به موجب آن اشيا با نمونه هاي مختلف در چشم  انسان رويت مي شوند. در واقع رنگ نام عامي است كه بر اثر فعاليت شبكه چشم و   نظام عصبي موجود در آن به مجود مي آيد. بدين ترتيب رنگ واژه اي است كه به :  سفيد، سياه، قرمز، سبز، آبي و بي نهايت رنگ ديگر كه در طيف مرئي وجود دارد  و چشم انسان قادر به تفكيك و تمايز آن ها است اطلاق مي شود. اين محدوديت  از رنگ بنفش كه داراي كوتاهترين طول موج است به رنگ قرمز كه بلندترين طول  موج را دارد، ختم مي شود (البته در مورد برخي از جانوران و حيوانات اين  محدوديت وجود ندارد.)
در قرن هفدهم ميلادي ايساك نيوتن موفق شد به تجربه نور سفيد رنگ هاي طيف  را به دست آورد. او كشف كرد كه نور سفيد شامل انواع اشعه است كه هرگاه با  شبكيه چشم انسان به طور جداگانه اصابت كند احساس يك رنگ مجزا را به وجود  خواهد آورد و اختلاط اين اشعه ها (امواج نور) بر روي شبكيه چشم، رنگ سفيد  را محسوس مي سازد. بنابراين آنچه را كه از طريق چشم از رنگ اشيا دريافت مي كنيد در واقع نوري است كه از سطح آن ها منعكس مي شود و اساسا ديدن، نه تنها  در شرايطي صورت مي پذيرد كه نور وجود داشته باشد بر اين اساس رنگ ها هر چه  قدر كه تيره باشند نور كمتري را از خود منعكس كرده و بالعكس. وقتي نور  سفيد به يك جسم رنگين مي تابد شي ء مورد نظر قسمتي از آن را جذب و بقيه را  منعكس مي كند. هر جسمي بر حسب رنگ خود نور همرنگ خويش را منعكس مي سازد. به  طور مثال اگر در روي كاغذ قرمز نور سفيد بتابانيد، كاغذ همه تشعشعات را  جذب مي كند به استثناي نور قرمز در صورتي كه به آن نور سبز را هم اضافه  كنيد كه كاغذ سياه به نظر مي رسد زيرا همه نورها جذب شده و نور سبز نيز  فاقد قرمزي است كه بازتاب گردد. بدين ترتيب هنگامي كه رنگ هاي مكمل با  تركيباتي كه داراي سه رنگ اصلي (زرد، قرمز، آبي) هستند به نسبت هايي با  يكديگر مخلوط شوند نتيجه تفريق آنها سياه خواهد بود و در مورد نور (رنگ هاي  طيف نوري) كه جسميت ندارند رنگ سفيد حاصل تركيب رنگ ها با هم خواهد شد.
يكي از قسمت هايي كه نقش مهمي را در زمينه ادراك رنگ ها ايفا مي كند  ساختمان شبكيه چشم انسان مي باشد. مهمترين يافته هايي شبكيه گيرنده هاي  نوري موسوم به ميله هاي استوانه اي و مخروط هاي پيازي شكل هستند و مخروط ها   كه فقط در روز فعال مي باشند، اين امكان را فراهم مي كنند تا هم رنگ هاي بي فام (سفيد، سياه، خاكستري) و هم رنگ هاي فام دار (قرمز، زرد، سبز، آبي)   را مشاهده نمايند. ميله هاي استوانه اي بيشتر در شرايط كم نور فعال هستند و  فقط ديدن رنگ هاي بي فام را ميسر مي سازند. بنابراين گيرنده هاي مخروطي   سبب ايجاد بينايي مي گردند. پس از آشنايي با مفهوم رنگ و درك چگونگي تشكيل  رنگ (فيزيك نور و رنگ) به كيفيت بارز و ملموس رنگ ها پرداخته مي شود كه  بكارگيري صحيح آن ها در آثار هنري علاوه بر رعايت اصول، زيبايي و طراوت  خاصي را به آثار مي بخشند. همانطور كه رنگ همانند فرم (شكل) اشيا باعث  تمايز اشكال و اجسام از يكديگر مي باشد. مي تواند موجوب شناسايي اشياي  مختلف از حيث بو، وزن، مزه، جنسيت و … هم باشد.
علاوه بر آنها براي هنرمندان داشتن هوشياري و حساسيت لازم در مورد رنگ  ها ضروري است. البته بايد به خاطر داشت كه كيفيت رويت رنگها همواره در  رابطه با طبيعت اشياء چگونگي تابش نور (زاويه و مقدار تابش نور) و وضعيت  چشم ناظر (ميزان حساسيت و شناخت او از رنگ) دارد. امروزه براي همه افراد  غير ممكن است كه جهان را بدون رنگ تصوير نمايند، چرا كه پديده اي است كه در  همه جا حضور دارد و تمام ارتباطات انساني به كمك رنگ ها انجام مي گيرد. به علاوه تمام دريافت هاي عيني به وسيله رنگها بهتر و دقيق تر حاصل مي شود.  علي رغم وسعت كاربرد رنگ و حضور تاثير آن در زندگي انسان معمولا اكثر افراد   نسبت به آن توجه كافي ندارند.علت اين امر مي تواند وجود رنگ در همه حالات و  همه لحظات زندگي باشد كه براي برخي انسان هاي بي تفاوت، وجود اين پديده   امري عادي و تكراري است. البته وجود رنگ در طبيعت به اندازه اي ضرورت ندارد  كه نتوان بدون آن از زندگي محروم باشيم چنانكه افراد كور رنگ به خوبي مي  توانند به زندگي خود ادامه دهند و نيازهاي خود را برآورده سازند. البته  كيفيت دنياي رنگي هرگز قابل مقايسه با بي رنگي نمي باشد. به منظور دستيابي  به موقعيت بيشتر در احساس رنگ ها و آشنايي با دنياي پر رمز و راز آن بايد  هنگام مشاهده رنگ ها به تجزيه و تحليل آن پرداخته و با بكارگيري ذكاوت و  هوش خود، قواعد و قوانين ناشناخته موجود در رنگها را كشف نمود. البته شناخت  زواياي مختلف رنگ امري نيست كه بتوان به وسيله برخي از اصول و قوانين آن  را به طور كامل فرا گرفت.
زيرا اصول و ضوابطي كه به عنوان راهنما در استفاده از رنگ ها به كار  گرفته مي شود كافي و كامل نيستند. البته با افزايش شناخت و ازدياد تجربايت حسي و انجام تمرينات مربوطه مي توان به معيارهايي براي شناخت بهتر و سپس  ارزيابي آثار هنري دست يافت.
در پي اين هدف بايد به رنگ هاي اوليه، ثانويه، ثالث، رنگ هاي مكمل،  قوانين و اصول تركيب رنگ ها، تضاد رنگ و رنگمايه و تركيبات و وضعيت رنگها  در دايره رنگ توجه نمود و همچنين براي ارزيابي رنگها، آنها را از نظر توزيع   و وسعت سطوح رنگ، شفافيت، خلوص و ميزان درخشش آن و كيفيت هر رنگ را از  كليه جهات مورد توجه و بررسي قرار داد. به علاوه رنگ ها نقش مهمي در زندگي عاطفي و معنوي انسان ها بازي مي كنند، رنگ ها مسرت خاطر ما را افزون مي  سازند و بر سلامتي انسان اثر مي گذارند.

 

                وبسايت رسمي كانون آگهي و تبليغات واژه گستر  

سه شنبه 1392/5/22

معمولا نحوه بكار گيري رنگ به دو طريق صورت مي گيرد:
شيوه اول اينكه نمونه سازي و رنگ آميزي كاملا طبيعي بوده و هنرمند خود  را متعهد به رنگ آميزي طبيعي اشيا و جانوران مي نمايد به طور مثال هميشه  خيار را سبز و پرتقال را نارنجي رنگ آميزي مي نمايد (شيوه رئاليسم). در  شيوه دوم رنگ ها متناسب با احساس هنرمند از موضوع و در ارتباط با محتوي حسي   آن انتخاب و استفاده مي شود. در اين شيوه استفاده از رنگ ها از قاعده و  قانون خاصي پيروي نمي كند و بكارگيري اين گونه رنگ ها با حالات رواني و  موقعيت مكاني و زماني در ارتباط مي باشد كه ممكن است رنگ طبيعي اشيا و  اشكال نيز رعايت نشود. علاوه بر فرم رنگ به خودي خود وسيله پر قدرتي براي  بيان نيازهاي دروني انسان ها مي باشد. نقاشي براي كودكان نمونه روشني از  استفاده رنگهاي متنوع و شاد (رنگهاي درجه اول) مي باشد كه با افزايش سن  كودك رنگها مي تواند با تركيبات مختلفي (رنگ هاي درجه دوم) نيز مورد  استفاده قرار گيرد. در كودكستان كودكان ترجيح مي دهند از رنگ هاي گرم و تند   استفاده كنند البته كودكاني كه در خانه و تحت نظارت شديد قرار دارند  ناخودآگاه رنگ هاي سرد را انتخاب مي نمايند. علت اصلي اين تفاوت به تحريكات   دروني آن ها بستگي دارد. هر رنگ از حيث رواني معني خاصي دارد و ممكن است تحت تاثير فرهنگ هاي مختلف و همچنين عوامل حسي و روحي هر ملت با يكديگر  متفاوت باشد.
اكثر مردم تمايز بين رنگ هاي گرم (قرمز،نارنجي،زرد و …) و رنگ  هاي سرد (سبز، آبي، بنفش و …) را مي شناسند و معتقدند كه از نظر رواني اين  رنگ ها با يكديگر متفاوت مي باشند. يكي از مهمترين مسائل شناخت طول موج  رنگ هاست، رنگ از امواج نوراني حاصل مي شود و نوع خاصي از انرژي  الكترومغناطيسي مي باشد. ديدگان انسان فقط قادر به مشاهده نورهاي با طول  موج بين ۴۰۰ تا ۷۰۰ ميلي ميكرون است.
رنگ هاي گرم تحريك كننده، پر جنب و جوش، شادي بخش، الهام دهنده، روشني  بخش و … هستند. در حالي كه رنگ هاي سرد بر عكس موجب فعاليت هاي انفعالي،  سكون، بي حركتي، تلقين كننده و غم و اندوه و … مي باشند و در نمايش دور دست   ها و عمق استفاده مي شود. كاندينسكي در مورد اثر گذاري رنگها بر اندام  بينايي و سيستم عصبي تحقيقاتي انجام داده است. به عقيده اين هنرمند اگر رنگ   زرد در يك شكل هندسي قرار گرفته باشد و بطور مستقيم به آن خيره شويد موجب   هيجان، ناراحتي، كوفتگي و برانگيزاننده حالتي غضبناك مي شود. اگر كيفيت  عيني اين رنگ تشديد شود امكان دارد براي چشم و مغز غير قابل تحمل گردد.  برعكس رنگ آبي انسان را به سوي دقيق شدن و به بي نهايت سوق مي دهد و هر قدر   كه اين رنگ روشن تر باشد انعكاس موجي خود را از دست داده و به آرامش خاموش  رنگ سفيد مي رسد.
تماشاي رنگ هاي گرم ضربان قلب را تشديد مي نمايد و براي نمايش فضاهاي پر  هيجان كاربرد دارند. در ميان رنگ هاي گرم، رنگ قرمز به قدرت فاقد و سريع  حركت مي كند كه از هر رنگ ديگر زودتر به چشم مي خورد. اعضاي حسي انسان  موظفند كه به مقايسه رنگ ها بپردازند. چشم ما وقتي خطي را دراز تلقي مي كند   كه با خط ديگري كه از آن كوتاه تر است مقايسه شود، اثرات رنگي نيز به همين  ترتيب و در مقايسه با هم تفسير مي شوند و اثرات تيرگي، روشني، شفافيت و  خلوص و ده ها ويژگي رنگي نسبت به هم و در كنار هم بررسي و ارزيابي مي شوند.  به عبارتي رنگ ها <<نسبي>> هستند.
هر گاه بخواهيد اثرات و شدت رنگ هاي اصلي (زرد، قرمز، آبي) را كه در  كنار هم قرار مي گيرند بكاهيد بين آنها را با رنگ مشكي احاطه مي نمايند و  علاوه بر آنها به رنگ هاي فوق نيز نمود ديگري مي بخشيد و ارزش رنگي آنها را   در كنار مشكي يا خاكستري بروز مي دهيد رنگ سياه اثرات رنگ ها در يكديگر را  مي كاهد اين شيوه در تصويرسازي هاي اخير به وفور استفاده مي شود. در اين  حالت اگر به جاي مشكي از سفيد استفاده كنيد رنگ هاي فوق شفافيت خود را از  دست مي دهند و در صورتي كه مشكي باعث ازدياد شفافيت آنها مي شود. رنگ هاي  سياه و سفيد عناصر رنگي نيرومندي هستند كه هميشه در تركيبات رنگي مي توانند  به نحو موثري عمل نمايند.
موندريان يكي از برجستگان نقاشي مدرن به كمك رنگ در خطوط پهن سياه رنگ  هاي ديگر را محدود كرده و هريك را با استحكام فراواني درخشان نموده است.  خطوط سياه باعث شده تا هر رنگي جلوه حقيقي خود را داشته باشند و تحت تاثير رنگ هاي جانبي قرار نگيرد. در اثر فوق احساس سادگي و وضوح در رئاليسم فرم و   رنگ اصيل هندسي ديده مي شود. در بين دو قطب متضاد (سفيد و سياه) خاكستري هاي بيشماري وجود دارد كه تشخيص خاكستري ها بستگي به ورزيدگي چشم و ميزان حساسيت هنرمند دارد.
خاكستري رنگي بي تفاوت و بي شخصيت است و به سرعت تحت تاثير رنگ مخالف  قرار مي گيرد. هنگامي كه در كنار رنگ هاي ديگر قرار مي گيرد شخصيت و زندگي خود را بدست مي آورد اين انتقال از لحاظ ذهني در چشم بيننده به وجود مي آيد  و متعلق به خود رنگ خاكستري نيست. خاكستري را مي توان از مخلوط نمودن رنگ  هاي مكمل نيز بدست آورد (مثل آبي و نارنجي) دلاكروا در مورد خاكستري گفته  است: خاكستري مخرب نيروي رنگ هاست.
به همين دليل اهميت خاكستري و درجات مختلف آن در نقاشي هاي چيني و ژاپني  از اين رنگ فراوان استفاده مي شود كه اين خاصيت در ريشه هنر كشورهاي فوق  مي باشد. در هنر خوشنويسي شرق همچنين ايران نيز اين خاصيت به نحوه شايسته  اي نمودار است. هنگامي كه در اوراق اداري بخواهيد رنگ هاي كروماتيك (رنگين)   را در كنار آكروماتيك (سياه و سفيد و خاكستري) قرار دهيم بايد آن ها را از  حيث ارتفاع (درجه تيره و روشني) هم اندازه به كار برد در اين صورت رنگ هاي  آكروماتيك خاصيت بي رنگي خود را از دست داده و به نظر رنگي قابل توجه اين  است كه در رنگ هاي اصلي هيچ نشاني از سفيد و سياه در تركيب خود ندارند وقتي  كه رنگ هاي فوق با سياه يا سفيد تركيب شوند خاموش مي شوند كه ميزان تاريكي  و روشني و خفگي آن ها بستگي به ميزان تركيب آنها با سفيد يا سياه دارد.
رعايت پرسپكتيو در رنگ نيز وجود دارد كه اين عامل سبب مي شود موضوعات  مختلف را بر اساس اولويت ها در پلان هاي اول، دوم، سوم قرار داد به طور  مثال اگر مي خواهيد بخشي از تصوير واضح تر از قسمت هاي ديگر باشد و بهتر  مطرح شود از حيث رنگ آميزي آن را طوري رنگ نماييد كه جلوتر از همه ديده  شود. (رعايت ارتفاع رنگي)
در اجراي رنگ آميزي ميتوان از تضاد رنگ هاي سرد و گرم نيز استفاده نمود.  چرا كه در اين نوع تضاد رنگ هاي گرم به جلو مي آيند و رنگ هاي سرد عقب  رونده هستند. دو عامل، قدرت رنگي هر اثري را مشخص مي كند، يكي ميزان  درخشندگي و ديگري كميت يا وسعت سطح رنگ استفاده مي باشد كه زعايت آن موجب  هماهنگي در رنگ آميزي مي شود كه هر رنگي كه داراي روشني و شدت نور بيشتري  باشد بايد در سطوح كمتري مورد استفاده قرار گيرد و بالعكس براي تشخيص شدت  نور و ميزان درخشندگي رنگ ها برخي هنرمندان مثل گوته فرمول و اعدادي را  براي محاسبه بهتر و دقيق تر هر رنگ در نظر گرفته است. در يك تركيب بندي كه با اين روش يا در نظر گرفتن اندازه رنگ ها ايجاد مي شود مشاهده مي شود كه سطوح كوچك روشن (رنگ زرد) در ميان سطوح وسيع تيره قرار گرفته است كه قدرت خودنمايي بيشتري به خود گرفته است و سطوح ديگر پهن تر و عميق تر ديده مي  شود. رعايت اين قاعده به خصوص در تعيين درست سطوح رنگ بسيار مهم است.  اندازه سطوح رنگ نبايد با خطوط طراحي از قبل مشخص شود، زيرا رنگ ها و نسبت هاي آن ها در رابطه با درخشندگي و ميزان درجه اشباع آن ها است و تضادهاي  رنگي نقش مهمي را به عهده دارند. مثلا سطح رنگ زرد در روي زمينه اي روشن و كم مايه با همان زرد در روي زمينه اي تيره به طور كلي تفاوت دارد. زمينه اي  تيره رنگ، سطح كوچكي رنگ مي طلبد در صورتي كه در زمينه رنگ نسبي آن ها ناشي مي شود.
در جمع بندي مطالب اين بخش بايد اذعان داشت كه با توجه به سليقه هاي  مختلف سفارش دهندگان و مردم و توجه به اين كه هر فردي به رنگي كه مورد  علاقه اش مي باشد توجه بيشتري دارد. بايد هنرمند براي تقويت ديد خود در  مورد رنگ ها تمرين هاي لازم را با كليه رنگ ها انجام دهد علاوه بر آن، به  عواملي كه موجب تركيب رنگ ها در چشم مي شوند توجه نمود كه اين تركيبات ناشي   از خطاي باصره، فاصله چشم با سطح رنگين يا به عبارتي اثرجو مي باشد.
در بين فرم ها و رنگ ها نيز روابطي را مي توان مشاهده نمود و سه شكل  اصلي يعني: مربع، مثلث و دايره را به سه رنگ اصلي قرمز، زرد و آبي و رنگ  هاي ديگر با اشكال مختلف نشان مي دهند. مربع: با قرمز كه داراي خصوصياتي است كه وزن و تاريكي قرمز با زيبايي و سختي مربع، برابري مي كند. مثلث: در حالتي كه جنگجويي و حمله و تعرض را معني مي دهد و با رنگ زرد برابر و هم خاصيت است كه مي توان سمبل انديشه و تفكر نيز باشد. دايره: با ديدن دايره به انسان حالت سستي دست مي دهد  در حالي كه مربع احساس شدت و خشونت را به وجود مي آورد دايره با حركت نرم و  صافي كه دارد به عنوان سمبل روح و روان به كار مي رود و سمبل خورشيد و  نجوم نيز مي باشد. رنگي كه با دايره و خصوصيات آن برابري مي كند رنگ آبي  است كه به صورت صاف و شفاف باشد. رنگ آبي ايجاد آرامش مي كند و مانند دايره  عمق و فضاي معنوي دارد. اگر بخواهيد اشكالي براي رنگ هاي درجه دوم در نظر  بگيريم بايد براي ذوزنقه رنگ نارنجي براي سبز مثلثي كه داراي اضلاع منحني  است و براي بنفش شكل بيضي ناقص را انتخاب كنيد نور نه تنها عامل رويت رنگي  شي ء مي شود بلكه عامل نمايش حجم آن نيز هست براي اين منظور اقلا ۳تون  مختلف لازم است كه عبارتند از: تون نور، تون متوسط و تون سايه. در تون  متوسط جلوه رنگ هاي موضعي خيلي شديد مي باشد و بافت سطح نيز به بهترين وجه  قابل رويت مي شود، در تون نوراني رنگ شيء روشن شده در تون سايه رنگ شيء  تاريك مي شود. نورهاي منعكسه، رنگ اجسام را نيز تغيير مي دهند، مثلا اگر  شيء قرمزي در روي زمينه و مجاور رنگ سفيد قرار گيرد، رنگ قرمز به رنگ سفيد  منعكس مي شود. اگر نور قرمزي به سطح سياهي برخورد كند نوري كه منعكس مي شود  سياه قهوه اي است. سطوح اشيا هر چه درخشنده تر باشد نورهاي منعكس شده با  شدت بيشتري به چشم مي خورند. . چهار مسئله اصلي كه امپرسيون رنگ (احساس رنگ) را براي ما مشخص مي كند بدين صورت مي باشد:
۱- رنگ جسم
۲- رنگ نور
۳- رنگ سايه
۴- رنگ منعكس شده يك شيء را مي توان به صورت هاي مختلفي نمايش داد. از  بالا، از روبرو، از پهلو، همچنين اين شيء را مي توان با خط طراحي كرد يا به   حالت پرسپكتيو معرفي نمود يا اينكه حجم آن را به كمك نور و سايه نشان داد.
يكي ديگر از نكات مهم در حس رنگ، سايه هاي رنگي است كه در فصول مختلف  سال سايه هاي اجسام، رنگ هاي مختلفي را به خود مي گيرند. تابش هر نور رنگي  به يك شيء باعث مي شود كه سايه اي به رنگ مكمل در آن شيء بوجود آيد. بطور  مثال اگر به شيء سفيد در روز نور قرمز بتابانيم سايه آن به سبز متمايل  خواهد شد. . توجه به اكسپرسيون رنگ (حالت رنگ):
رنگ آبي آسمان آفتابي اثري فعال و جان بخش دارد در حالي كه رنگ آبي  مهتابي با انرژي آرام مقاومت را از بين مي برد و دلتنگي و ركود را با حالتي   آرام به جاي مي گذارد قرمزي چهره دلالت بر خشم، غضب، طغيان، هيجان و تب  دارد. اگر چه رنگ هاي آبي، سبز يا زرد به صورت خالص نشاني از بيماري ندارند   اما همين رنگ ها اگر به صورت انسان بتابند به آن حالتي بيمارگونه مي دهند.  قرمزي آسمان علامت طغيان و هجوم هواي متلاطم و آسمان آبي و سبز و زرد روشن  نويد آرامش و هواي باز را مي دهد. گاهي اوقات سايه هاي زرد رنگ، نورهاي  بنفش- آتشي به رنگ آبي- سبز، يخ قرمز- نارنجي اكسپرسيوني از رنگ ها براي ما  ايجاد مي كند كه با تجربيات ما موافق نيست.
رنگ زرد كه روشن ترين رنگ ها است در كنار سبز زرد تقويت شده، رنگ هاي  بهاري هستند. رنگ هاي زرد روشن، صورتي و بنفش كمرنگ جلوه شكوفه هاي بهاري  را مي نماياند. بهار نويد دهنده كمال و آغاز رشد طبيعت است. رنگ هاي بهاري تضاد شديدي با رنگ هاي پائيزي دارند. ظبيعت در تابستان به طرف اعلاي  فراواني فرم و رنگ مي رود و به نهايت درجه غلظت و پررنگي و شكل پذيري مي  رسد. تابستان تكامل رنگ ها و كنتراست شديد رنگ هاي اصلي و مكمل را نشان مي دهد. زمستان فصل تحرك قدرت هاي دروني زمين است در پاييز سبزي گياهان مرده و   خاموش و به صورت رنگ هاي قهوه اي تيره با بنفش در مي آيند. . تركيب بندي (نقش رنگ در تركيب بندي):
بدين معني است كه دو يا چند رنگ را به نحوي خاص در كنار هم و در داخل  كادر قرار بدهيد كه داراي نظمي خاص بوده و مفهوم نهايي را القا نمايند.
انتخاب رنگ مايه ها و نسبت و حالات آنها، محل استقرار و جهت آنها رابطه  رنگ ها با هم و بالاخره هر يك از هفت تضاد رنگ ها، عوامل موثر و مسلم براي ايجاد كمپوزيسيون رنگ هستند.
براي ايجاد كمپوزيسيون خوب بايد موقعيت و تناسب هر رنگي در رابطه با رنگ  هاي ديگر، كه آن را احاطه كرده اند و يا با آن توام هستند، سنجيده شود اين نكته يكي از اصول مهم براي تعيين اثر و نمود هركدام از رنگ ها هست.
يك رنگ بايد همواره با توجه به رنگ هاي اطرافش در نظر گرفته شود. كيفيت و كميت رنگ ها نيز از عوامل موثر و همچنين نحوه استقرار و جاي دادن رنگ ها  در تركيب بندي خوب فوق العاده اهميت دارند. حركات افقي:
دلالت بر وزن فاصله و وسعت و پهنا دارد. حركات عمودي:
داراي تضاد شديد با جهت افقي و دلالت بر سبكي و ارتفاع و عمق دارد.
تجمع دو حركت افقي و عمودي مفهوم سطح را نشان مي دهد كه داراي ارزش  تعادل و استحكام است. هرگاه جهت هاي عمودي و افقي همديگر را قطع كنند اثر  آن ها بسيار شديدتر مي شود. حركات مورب:
اين گونه جهت ها ايجاد حركت مي كند و نظر انسان را به سوي عمق اثر هدايت  مي كند. فرم هاي مدور كه از دايره مشتق مي شوند داراي اثر تمركز هستند و  در عين حال ايجاد حركت مي كنند. دو يا چند رنگ كه در يك مسير قرار مي گيرند   مي توانند ايجاد حركت كنند. نظم تابلو علاوه بر كمك فرم هاي هماهنگ به كمك  گروه و رنگ هاي تاريك و روشن – سرد و گرم نيز فراهم مي شود. حالت قرار   گرفتن رنگ ها و پخش آن ها با توجه به تضادهاي مختلف رنگ مايه ها از شرايط   ضروري و اوليه يك تركيب بندي خوب است. از همه نكات مهمتر جهت و حركت فرم هاي موجود در يك تركيب بندي است كه در عين تنوع با به وجود آوردن رابطه بين  يكايك آنها، كمپوزيسيون داراي ارزش خاص خواهد شد. زماني كه از رنگ مايه ها  به صورت سطوح كوچك يا وسيع استفاده شود، رنگ ها مي توانند در شرايط خاص  قدرت شديدتري بيابند. . نقش رنگ:
در اكثر اوراق پر تيراژ دنيا با رنگ مشكي بر روي كاغذ كاهي نازك و به  كثرت روي كاغذ سفيد چاپ مي شوند. تعداد زياد نسخه هاي يك اوراق و بالا بودن   هزينه هاي چاپ و در عين حال يك بار مصرف شدن اوراق موجب مي شود تا صاحبان   اوراق ها كمتر به استفاده از رنگ هاي ديگر به جز مشكي در چاپ اوراق خود  باشند. گاهي كه به كارگيري رنگ دوم ضرورت مي يابد، از رنگ براي چاپ بعضي  مطالب و كادر بعضي از مفاهيم مهم استفاده مي شود. رنگ قرمز داراي طول موج  زياد و موثر بر انسان است. اكثر مردم به اين رنگ بيش از ديگر رنگ ها حساس  هستند. لذا در هر كجا كه اين رنگ به چشم مي خورد سريعا جلب توجه كرده و  نگاه انسان را به سمت خود مي كشد. همين ويژگي رنگ قرمز و رنگ هاي نزديك به آن مانند نارنجي و يا پرتقالي كه از خانواده رنگ هاي گرم هستند، باعث مي  شود تا مطبوعات و اوراق ها اين رنگ ها را در مورد لزوم به عنوان رنگ دوم به   كار گيرند.
به كارگيري رنگ دوم علاوه رنگهاي گرم، از ديگر رنگها نيز صورت مي گيرد.
رنگ هاي سرد و رنگ هاي تركيبي خنثي (خاكستري) نيز بعضا مورد استفاده  قرار مي گيرند. در جاهايي كه لازم است فضايي ملايم و آرام داشته باشيد مي  توان از رنگ هاي آبي و هم خانواده آن بهره مند شد. در هر حال رنگي كه به  عنوان رنگ دوم در اوراق ها استفاده مي شود، معمولا براي تاثير گذاري ويژه  اي است كه با صلاحديد اوراق به كار گرفته شود.
گاهي نيز علاوه بر رنگ اول، از رنگ دوم نيز براي زيباتر شدن تصوير  استفاده مي شود. در اين حال تصوير با دو رنگ چاپ مي شود كه اصطلاحا به آن  دو تن مي گويند.
هم اكنون با پيشرفت سريع تكنولوژي صفحه آرايي و چاپ امكان استفاده بيشتر  از رنگ براي اكثر اوراق ها فراهم شده و تعدادي از آنها از چاپ تمام رنگي  نيز بهره مي گيرند. البته چاپ چهار رنگ اوراق هزينه هايي دارد كه  گردانندگان اوراق ها، آن هزينه ها را تامين مي كنند. از طرف ديگر رنگين شدن   اوراق باعث مي شود استقبال مردم از آن بيشتر شود و همين امر موجب فروش و درآمد افزون تر مي گردد كه مي تواند پاسخگوي هزينه هاي جاري سفارش دهنده  جنبه تبليغاتي اوراق داشته باشد.
با ملاحظه و مقايسه نمونه هايي از اوراق هاي تك رنگ، دو رنگ و چهار رنگ  مي توانيد به تاثير بصري و ايجاد جذابيت و زيبايي حضور رنگ پي ببريد. . طراحي اوراق سياه و سفيد:
همان گونه كه قبلا گفته شد، در اوراق ها يكي از راه هاي تامين هزينه  اوراق است. به همين دليل گردانندگان اوراق سعي مي كنند آن ها را تك رنگ چاپ   كنند. اغلب ديده مي شود كه حدود نصق صفحه يك اوراق را ايجاد مي كند. به  همين دليل نيز طراحان زيادي مشغول به طراحي براي اوراق ها هستند. هر اوراق معمولا با ويژگي ها و امكاناتي كه در اوراق درج مي شود، به چاپ مي رسد.  مثلا در يك اوراق سياه و سفيد، آرم نيز با همان رنگ چاپ مي شوند اما در  مواقعي نيز موسسه با پرداخت هزينه بيشتر علاقمند است كه آن را در دو رنگ  چاپ كنند.
در طراحي اوراق تك رنگ تلاش و كوشش طراح بايستي بيشتر شود تا بتواند با  محدوديت رنگي كه دارد، طراحي جذاب و گيرا تهيه كند. در اين گونه موارد  طراحان با استفاده از تضاد سياه و سفيد و اختصاص دادن فضاي سفيد بيشتر و يا   بهره گيري از علائم و نشان هاي ويژه، طرح خود را جذاب تر مي كنند كه مي  توانيد نمونه هاي آنها را در اوراق ملاحظه كنيد.
طراحي اوراق نوعي صفحه آرايي محسوب مي شود كه بايستي مجموعه عناصر تشكيل  دهنده آن در يك تركيب بندي پرجاذبه گرد هم جمع شوند. تيتر، آرم، مطلب،  تصوير و نشان ها و علائم ديگر بايد هركدام در جاي خود قرار گرفته و ايفاي  نقش كنند تا موضوع و يا كالاي معرفي شده به سرعت و به خوبي شناخته شود.
لذا رعايت اصول پايه ارتباط تصويري و مسائل زيبا شناسانه در طراحي آن نيز ضروري است. مشخصات يك اوراق عبارتند از:
۱- جذابيت (در بين طرح ها، رنگ ها، نوشته ها، سريعا خودنمايي كند.)
۲- مطالب آن خوانا و سريع الانتقال باشد.
۳- موضوع آن به سادگي فهميده شود.
۴- عنوان يا تيتر آن جاذبه لازم را براي پيگيري ديگر اطلاعات داشته باشد. . استفاده از رنگ جهت تزئين صفحه در اوراق
در يك صفحه از اوراق مي توان از عنصر رنگ دوم و يا چهار رنگ براي رنگين  كردن تيترها و تصاوير، كادرها و حاشيه هاي تزئيني بهره گرفت. البته به ندرت   مشاهده شده كه در اوراق از عناصر صرفا تزئيني اعم از ساده و رنگي استفاده   شود. البته از خطوط و باندهاي ترامه و رنگي براي تفكيك مطالب و برجسته كردن  آنها استفاده مي شود كه در عين حال به زيبايي صفحه هم مي افزايد.
بجز اين در بعضي از موارد از علائم و نشانه ها نيز براي تفكيك و تشخيص  دادن به مطالب استفاده مي شود. گاهي براي جدا شدن يك مطلب و برجسته شدن آن،   صفحه زير آن را در چهار رنگ چاپ مي كنند كه هم در تركيب بندي صفحه اثر مي   گذارد و هم اينكه باعث زينت صفحه مي شود. . ۶- دريافت حسي و ارتباط بصري (هدايت چشم):
معنا، در پيام هاي بصري فقط نتيجه جمع شدن تاثيرات حاصل از تركيب عناصر  اوليه نيست، بلكه چگونگي آن تا حدود زيادي به دستگاه حسي خاصي كه در تمام  انسان ها به طور يكسان عمل مي كند نيز بستگي دارد به عبارتي ساده تر، وقتي طرحي را به وسيله رنگ ها، شكل ها، خطوط، بافت ها و اندازه هايي به وجود مي   آوريد و آن ها را در كار به يكديگر مربوط مي سازيد اين كار در واقع  كومپوزسيوني است كه طراح به وسيله آن مي خواسته منظور خود را بيان كند. ولي   عمل ديدن مرحله مستقل ديگري در ارتباط بصري است. ديدن، جريان وارد شدن خبر  به دستگاه عصبي است كه از طريق حس شدن نور به وسيله ي چشم ها صورت مي پذيرد. اين كار كم و بيش براي همه عادي و يكسان است و اگر چنين نبود مردم قادر نبودند درباره ي معناي پديده هاي بصري اشتراك نظر داشته باشند.
اين دو گام مستقل از يكديگر، يعني طرح كردن و ديدن در عين حال، هم از  نظر معنا به طور كلي و هم در مواردي كه منظور مشخصي از يك پيام وجود دارد  به يكديگر وابسته اند. تا اينجا به دو نوع معنا در پيام اشاره كرديد يكي  معنا و حال و هواي كلي يك بصري و ديگري معناي خاص و مشخص موجود در آن، ولي  بين اين دو نوع معنا نوع ديگري از معناي بصري نيز وجود دارد و آن معنا از  نظر كار ويژه ي آن است، كار ويژه اي كه اشياء به خاطر آن طرح و ساخته شده  اند تا به رفع برخي نيازمندي ها بپردازند. ظاهرا به نظر مي رسد كه پيام  نهفته در اين نوع اشيا نسبت به موارد استفاده ي آنها جنبه ي ناچيز و فرعي  دارد، ولي در حقيقت اغلب خلاف آن مشاهده مي شود زيرا بسيار اتفاق مي افتد  كه اشيايي نظير لباس، خانه، بناهاي عمومي و حتي آثاري كه به وسيله ي  صنعتگران غير حرفه اي به وجود آمده است مي توانند مطالب زيادي درباره ي  شخصيت كساني كه آنها را طرح كرده اند و يا انتخاب نموده اند، حكايت كنند و  از اين روست كه يك فرهنگ خاص را از طريق مطالعه و بررسي جهان ساخته و  پرداخته ي دست اين صنعتگران، ابزار آلات و آثار هنري آنها درك مي كنيد.
عمل ديدن، واكنشي در مقابل نور است. مهمترين عنصر ضروري براي اين نوع  تجربه و حس، وجود رنگمايه يا توناليته است. كليه عناصر بصري ديگر به وسيله ي   نور بر ما مكشوف مي شوند و در نتيجه آنها، در مقايسه با عنصر رنگ مايه، در  درجات بعدي اهميت قرار دارند. منظور از توناليته يا رنگمايه ميزان وجود يا  فقدان نور است. وجود تمام مصنوعات بشر و يا اشياي محيط اطرافش به وسيله  نور بر او آشكار مي شود.
عناصر ديگر بصري پس از توناليته يا رنگمايه عبارتند از: خط، رنگ، شكل،  جهت، بافت، مقياس، بعد و حركت، تعيين آنكه در يك اثر بصري كدام عنصر بر  ديگري غالب است بستگي به ماهيت و نوع آن دارد، خواه طراحي شده باشد خواه به   طور طبيعي وجود داشته باشد. براي مثال اگر گفته شود نقاشي در درجه ي اول اثري است كه در آن رنگمايه و سپس شكل و جهت همراه با بافت و رنگ و احتمالا   بعد و حركت به صورت مجاز در آن به كار رفته تعريف بسيار ناقصي خواهد بود.   زيرا اين تصوير به هيچ وجه بيانگر توان و نيروي بالقوه ي بصري كه در نقاش   وجود دارد نيست. انواع مختلفي كه يك عبارت بصري مي تواند به خود بگيرد تا   آن را نقاشي ناميد بي نهايت زياد است. انتخاب يكي از اين انواع بستگي به آن  چيزي دارد كه در ذهن هنرمند است و مي خواهد آن را بيان كند. او بر بعضي از  عناصر نسبت به ديگران تاكيد بيشتري مي كند و تكنيك يا فني را مطابق برنامه  اي خاص انتخاب مي كند و بدين وسيله معناي مورد نظرش را مي يابد.
نتيجه نهايي اين كار همان عبارت و بياني است كه هنرمند حقيقتا آن را مي  جسته است. ولي معناي يك عبارت بصري بستگي به واكنش تماشاگر نيز دارد، زيرا تماشاگر نيز از طريق برخي داروهاي ذهني خود به تعبير و تفسير آن عبارت مي پردازد و آن را تا حدودي دستخوش تغيير قرار مي دهد. تنها عاملي كه نزد  هنرمند و تماشاگر و در واقع نزد همگان يكسان است، حس باصره مي باشد كه  عبارت است از اجزاي فيزيولوژيك و رواني سلسله اعصاب و نحوه ي كار آنها و  دستگاه حساسي كه بدان وسيله مي بينند.
روان شناسي گشتالت در زمينه دريافت هاي حسي، تحقيقات و بررسي هاي ارزنده  اي انجام داده است كه در نتيجه ي آن اطلاعات نسبتا زيادي درباره ي نقوش  بصري و اهميت آن گرد آمده و نيز درباره ي نحوه ي ديدن و چگونگي سازمان يابي   و بيان اخبار بصري به وسيله ي انسان كشفياتي حاصل شده است. عوامل فيزيكي و   رواني در اين داراي كيفيت نسبي هستند و نبايد آن را جزمي تصور كرد. هرنقش   بصري داراي كيفيتي پر تحرك و فعال است كه براي تعريف آن از نظر عقلي يا  عاطفي و يا مكانيكي، صرفا به عواملي نظير اندازه يا جهت يا شكل نمي توان  اكتفا كرد. عناصري كه نام آنها ياد شد، محرك هايي هستند كه به خودي خود  فاقد هرگونه تحركي هستند ولي نيروهاي فيزيكي و رواني كه به واسطه ي آنها  برانگيخته مي شود، تمام فضاهايي را كه در آن قرار گرفته اند دگرگون مي كند و   به طوركلي باعث به وجود آمدن حالت تعادل يا عدم تعادل مي شود.
دريافت و برداشت ما از يك طرح يا شيء موجود در محيط ناشي از مجموع اين  عوامل است. ديدني ها پديده هايي صرفا خارج از ما و تصادفي نيستند، بلكه  آنها به منزله تجربيات و وقايعي براي حس باصره ي ما هستند و داراي يك  تماميت اند كه نتيجه ي اتحاد و تشكل پاره اي از كنش ها و واكنش هاي بيروني و   دروني مي باشند.
عناصري كه در دستور و قواعد بصري بايد بدان آگاهي داشت انتزاعي هستند  ولي به هر حال مي توان خصوصيت كلي آنها را تعريف كرد. معنا در يك بينا  انتزاعي بسيار فشرده است و تعقل از راه ميانبر به مقصد مي رساند و چون به  طور مستقيم با عواطف و احساسات تماس پيدا مي كند، معنا را به صورت موجز و  متراكم از بخش آگاه ذهن مستقيما به ناخودآگاه مي برد.
يك خبر بصري به دو صورت مي تواند حاوي معنا باشد. يكي از راه معناي خاصي  كه در سمبل ها يا رمزهاست و ديگر از طريق تجربيات يكسان و مشترك از محيط  اطراف كه باعث تداعي معاني از يك خبر بصري مي شود. براي بررسي كردن  منظورمان از تجربيات مشترك، چند مثال از برخي كيفيات كه همه از نظر بصري با   آن آشنا هستيد و مي توانيد آن را تشخيص دهيد مفيد است؛ بالا، پايين آسمان   آبي، درختان قائم، ماسه هاي ريز، آتش قرمز- نارنجي- زرد، و امثال اينها. بنابراين خواه ما نسبت به اين موضوع آگاهي داشته و خواه نداشته باشيد، كم و   بيش واكنشي يكسان نسبت به معاني آنها از خود نشان مي دهيد.
در تركيب بندي يك اثر گرافيكي به ويژه در اوراق اداري افزون بر ايجاد  هويت و تشخيص قابل درك براي مخاطبان و به وجود آوردن يك اثر خلاق و چشمگير بسيار مهم است كه ايده ي طراح و اطلاعات تصويري و مكتوب، چگونه و طي چه  مراحلي به مخاطبان ارائه شود و بيننده عناصري را نسبت به اجزاي ديگر زودتر و   با دقت بيشتري ببيند. بسيار اهميت دارد بدانيد كدام عناصر موجب جلب نظر  مشتري در رقابت با ديگران خواهد شد و غالبا چگونه بازشناسي مي شود و كيفيت و   كميت موضوع از چه طريقي درك مي گردد. با كدام يك از عناصر در تصميم گيري براي انتخاب نقش بيشتري دارد.
فرم و طرح اوراق، لوگو و نوشته هاي ديگر از قبيل شعار تبليغاتي (كمتر در  اوراق وجود دارد)، رنگ، بافت و جنسيت، عواملي مانند خطوط، نقوش، عكس،  تصوير سازي و ده ها مورد مشابه ديگر هر يك در شكل گيري طراحي اوراق اهميت  خاص خود را دارند اما در هر عناصري نظير لوگو، فرم يا رنگ وجود دارند كه  بلافاصله ايده درك شده و موجب جلب نظر مخاطبين مي شود. . ۷- تركيب بندي:
راهنمايي هاي دستوري براي سواد بصري مهمترين گام در حل يك مسئله بصري،  كومپوزيسيون يا تركيب بندي آن است. رسيدن به معناي مورد نظر در يك عبارت  تصويري بستگي زيادي به نوع تركيب بندي آن دارد. علاوه بر آن تركيب بندي يك اثر در جلب توجه بيننده، نيز نقش بسيار مهمي را ايفا مي كند. كسي كه مي  خواهد از راه تصوير با ديگران ارتباط برقرار سازد، در اين مرحله ي بسيار  حياتي از كارش بيش از هر مرحله ي ديگري مي تواند و بايد بر كارش احاطه و  نظارت كامل داشته باشد، زيرا او براي القاي منظورش از بهترين موقعيت  برخوردار است. ولي همانطور كه بيش از اين اشاره شد در شيوه ي ارتباط بصري  نمي توان چند ساخت محدود و معين تجويز كرد پس چگونه مي توان با اطمينان  خاطر در اين زمينه نظارت و سلطه ي خود را بر كار اعمال كرد تا بتوان سازنده   و بيان كننده ي عبارتي باشيد كه همه قادر به فهم آنها باشند؟
نحو در دستور زبان عبارت است از روش استفاده از كلمات با ترتيبي درست در  جمله و قواعد آن به روشني تعريف شده است و فهم آن فقط نيازمند اندكي هوش و دقت است. ولي اين نوع قواعد در آموزش بصري فقط به ما ترتيب به كار بردن  درست اجزاي تصوير را نشان مي دهد و مسئله چگونگي برخورد ما به جريان كلي  تركيب بندي باقي مي ماند. اين برخورد و نگرش بايد با دقت و علم به اين  موضوع باشد كه تصميمات ما در اين زمينه تاثير بسيار مهمي بر نتيجه ي نهايي كار خواهد گذاشت. در اينجا از قواعد جزمي و مطلق خبري نيست ولي با اين وصف   درباره ي نتايج كار جمع آوري و سازمان دهي اجزاي مختلف بصري در يك كار و تاثير آن بر محتواي كار اطلاعات نسبتا زيادي در دست است. بسياري از  راهنمايي ها براي فهم محتواي شكل هاي بصري نتيجه ي تحقيقاتي بوده كه درباره   ي جريان و نحوه ي كار حواس انسان صورت گرفته است.
تركيب بندي يا نحوه كنار هم قرارگيري عناصر مختلف نقش به سزايي در اثر  بخشي آن عناصر به عهده دارد. عناصر و اجزاء در كنار هم معني واقعي خود را  پيدا مي كنند. پس از انتخاب عناصر مانند فرم و ساختار، رنگ و بافت و جنسيت لوگو، نقوش و آرم … مهمترين مسئله فرا روي طراحان اين است كه چگونه اين  عناصر را در كنار هم قرار دهند و با هم در آميزند تا ضمن ايجاد زيبايي،  هويت مطلوبي كه براي موضوع در نظر گرفته شده به بينندگان القا گردد. دقت  نظر طراح، هوشياري و تجربه او و تيمي كه ممكن است به او ياري رسانند تا  تصميم بگيرد كه به چه نحوي عناصر مختلف طراحي، كنار هم قرار گيرند يا به  عبارتي تركيب بندي شوند، نقش تعيين كننده اي در ميزان تاثير بر مخاطبان و  موفقيت اوراق اداري (كارت ويزيت، سربرگ، پاكت نامه) خواهد داشت.

 

                          وبسايت رسمي كانون آگهي و تبليغات واژه گستر  

X